خرید بک لینک

ختم صلوات دسته جمعی هدیه به پیامبر اعظم(ص)

با توجه به ساخت فیلم امریکایی- صهیونیستی موهن و اهانت به ساحت مقدس پیامبر اعظم تصمیم گرفتیم ختم صلوات دسته جمعی هدیه به پیامبر اعظم(ص) را در وبلاگ مان داشته باشیم.

لطفا در قسمت نظرات تعداد صلواتی که برای هدیه به پیامبر(ص) در نظر گرفته اید اعلام کنید.

صلوات

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: يکشنبه ساعت: 17:34

سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!

رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!

رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!

کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.


داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.


تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم میخوای گاز بزنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ من میخوام لیس بزنم !

رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟
گفتم
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم.

رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن 0932
گفت : تالیا داری؟
گفتم
پـَـَـ نــه پـَـَــــ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد

رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟!
گفتم
پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!


با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف 40 متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم

رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه. میگه : یعنی فاسد شده ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مونده جا افتاده

دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم

تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟میگه میخوای خودتو بشوری؟
گفتم
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال

به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یكم سریعتر. الان هواپیما میپره…
میگه، به سلامتی مسافرین؟…
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندك هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش

رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه

رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: جمعه ساعت: 14:43

شاید این جمله را به همراه شکایت و غرغر از اطرافیان خود شنیده باشید! و بعد هم با آب و تاب توضیح می دهند که:«پدر و مادر و خانواده ام چنین هستند؟!» ، « دوستان نامرد بیچاره ام کردند»، « از نظر اقتصادی هم شانس نیاوردم!؟»، « در کنکور هم بدشانسی آوردم چون سئوالات امسال خیلی سخت بود» ، « از بدشانسی ، همسر خودخواه نصیب ما شده!» ،« بچه هایم هم که گلی به سرم نزدند؟!» ،« در محیط کار هم ، مدیر تبعیض قائل میشه و …!!» و هزارو یک بهانه دیگر.

اگر چه تقصیر را به گردن همه انداختن، برای لحظاتی به ما آرامش کاذب می دهد ، ولی قدرت تغییر وضعیت و تغییر سرنوشت را نیز از ما می گیرد.

اینکه همه قدرتها را از خود بگیریم و به محیط و دیگران بدهیم؛ نشان می دهد که بی مسئولیتی و فرار از مسئولیت را به عنوان شیوه اصلی زندگی خود انتخاب کرده ایم. ما نیاز داریم که مسئولیت پذیر شویم. تا وقتی که بدقولی خود را گردن ترافیک می اندازیم، تا هنگامی که تنبلی و شکست برنامه مان را گردن روزگار و سرنوشت می اندازیم، نیاز به تغییر خودمان و قبول مسئولیت را از خود سلب می کنیم. یادمان باشد ممکن است سیل بیاید، ولی این اراده ماست که ما را بر می انگیزد تا از جلوی آن کنار برویم، یا در برابر آن سدی ایجاد کنیم و تدبیری بیندیشیم. ولی اگر جلوی سیل دراز کشیدیم و منتظر شانس باشیم، حتما بدشانس ترین خواهیم بود.

وقتی ما احساس كنیم خوش شانس هستیم بر روی محیط و جهان هستی تاثیر می گذاریم . فكر ما احساس ما و باور های ما باعث می شود انرژی هایی در دنیا پخش شود كه ما را به سمت خوش شانسی هدایت كند .

همه چیز در این دنیا از انرژی ساخته شده است . چون طبق نظریه نیوتون جهان از ماده + انرژی ساخته شده است كه دیدیم كه اخیرا كشف شده است كه ماده نیز از انرژی ساخته شده است .افكار ما و خاطرات و ذهن ما ماده ای هستند با انرژی و فركانس بسیار بالا بخاطر همین غیر قابل دیدن هستند . اما می بینیم كه قابل درك هستند .خیلی وقتها وقتی به چیزی كه معتقد هستیم به سرمان می آید مثلا معتقدیم كه بعد از هر خنده گریه هست . این باعث می شود كه ناخودآگاه ما انرژی هایی از خود ساطع كند كه در جهان هستی تاثیر گذار باشد . ناخودآگاه دوست دارد ما را به سمتی ببرد كه ما معتقد به آن هستیم بنابر این ما را به سمت گریه كردن می كشاند .

و ما در تمام لحظات بدون اینكه خودمان بدانیم به سمت گریه كردن سوق پیدا می كنیم كه در نهایت علت آنرا پیدا می كنیم (نا خودآگاه آنرا پیدا می كند ) و گریه می كنیم . انرژی افكار ما در محیط پخش می شود و روی همه چیز تاثیر می گذارد . احتمالا حتما برای شما پیش آمده كه از محل و یا مكانی متنفر باشید و دوست نداشته باشید كه به آنجا بروید این مسئله دقیقا به خاطر وجود انرژی های منفی موجود در آنجا است كه روی شما تاثیر گذاشته و شما به صورت ناخودآگاه از آنجا فراری می شوید . و هزاران پدیده دیگر كه علت همه آنها انرژی است . در مورد شانس هم همینطور است :
کلید موفقیت

وقتی ما احساس كنیم خوش شانس هستیم بر روی محیط و جهان هستی تاثیر می گذاریم . فكر ما احساس ما و باور های ما باعث می شود انرژی هایی در دنیا پخش شود كه ما را به سمت خوش شانسی هدایت كند . و همین طور هم بدشانسی هر انسانی كه معتقد است بسیار بد شانس است همیشه بدشانسی می آورد . بین افرادی كه می شناسیم خیلی ها را می بینیم كه به بدشانسی خود معتقد هستند و همچنان بد شانسی می آورند . بهتر است از این به بعد فكر كنیم خوش شانسیم .

برای اینکه کمتر از دست این بدشانسی فرضی رنج بکشید بهتر است در مقابله با مسائل ، طبق الگوی حل مسئله زیر عمل نمائید:

1 – مشکلات خود را دقیق تعریف کنید، و از نظر اولویت ، یکی که مهمترین است را مشخص کنید.

2 – تمام راههایی را که در جهت حل مشکل به فکرتان می آید یادداشت نمائید.

3 – با دوستان ، آشنایان، و متخصصین ( کسانی که اولا تجربه و علم دارند، ثانیا مورد اعتماد و اطمینان هستند) مشورت کنید و راه حل های آنها را نیز یادداشت کنید.

لطفا موفقیت خود را با هدفتان ارزیابی نکنید. بلکه موفقیت خودرا با تلاشتون اندازه گیری کنید.

4 – میزان توانایی ها و امکانات خود و دیگرانی که حاضر هستند به شما کمک کنند را لیست کنید.

5 – محدودیت ها، ضعف ها و احتمال شکست هر یک از راههایی را که یادداشت کردید، جلوی آنها بنویسید.

6 – از بین همه راهها، راهی که با توجه به توان و امکانات شما ، بیشترین احتمال موفقیت ، بهترین راه دسترسی و کمترین معایب و مشکلات را دارد، انتخاب کنید.

7 – مراحل پیمودن این راه را مشخص کنید و زمان بندی لازم برای هر مرحله را در نظر بگیرید. همچنین اقداماتی را که در هر مرحله نیاز است که انجام دهید مشخص نموده و آماده انجام آن شوید.

8 – وقتی در مسیر حل مشکل خود، تلاش می کنید یا در پی هدفی هستید، بیشتر روی تلاش و مسیری که حرکت می کنید، تمرکز کنید و به خاطر پیمودن راه، خود را تشویق کنید. لطفا موفقیت خود را با هدفتان ارزیابی نکنید. بلکه موفقیت خودرا با تلاشتون اندازه گیری کنید. مثلا اگر برای آزمون کنکور مطالعه می کنید، میزان ساعات تلاش ، برنامه ریزی و پیوستگی زحمات شما قابل تقدیر است و باید خود را به میزان این تلاشها تقویت و تشویق کنید، نه با نتیجه کنکور و رتبه قبولی خود در کنکور.

9 – در راه موفقیت، مرتبا میزان پیشرفت برنامه را بسنجید و نقاط ضعف آن را بر طرف کنید. انعطاف پذیری برنامه اگر در جهت انجام بهتر آن باشد، گام بلندی به سوی هدف خواهد بود.

اگر طبق فرایند حل مسئله عمل کنید، به زودی متوجه می شوید اکثر آن چیزی را که تحت عنوان شانس بد، تعبیر و تفسیر می کردید، همان تنبلی، بی برنامگی، عدم مشورت، عدم دقت، عدم تلاش، استمرار نداشتن، لذت طلبی افراطی و بلندپروازیهای شما بوده است.

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: جمعه ساعت: 14:37

- گوشیم زنگ زد رفتم برداشتم صحبتم که تموم شد مامانم گفت دوستته؟ گفتم پــــ نــه پــــ دشمنمه خواست قرار جنگ رو یاداوری کنه.

- رفتم تو کوچه دارم ماشین می شورم همسایه مون اومده میگه ااا ماشین می شوری پــــ نــه پــــ حوصله ام سر رفته دارم با ماشینم آب بازی می کنم.

- واسه ناهار یه ظرف پر ماکارونی دستمه، خواهرم میگه ماکارونیه؟ پــــ نــه پــــ یه مشت کرم آسکاریسه از نوع حلقوی اش، میخوام روشون آزمایش کنم!!!!!!!!

- داشتم برا رفیقم تعریف میکردم که رفته بودم کوه تا رسیدم بالا یه دفه یه عقربو دیدم که داره با سرعت میاد طرف من. یدفه رفیقم گفت تو چیکار کردی؟ کشتیش؟ گفتم پــــ نــه پــــ منم دویدم به سمتش و در آغوش گرفتمش و به اندازه سالهایی که ازش دور بودم ماچش کردم!!!

- رفیقم میگه چرا بچه ها به همه ی زن ها میگن خاله؟ پــــ نــه پــــ میخواستی بگن عمو!

- آیفون تصویری خونمون رو زدم. مامانم برداشته میگه سعید تویی؟ میگم پــــ نــه پــــ من مامور منکراتم لطفا درو باز کنید میخام بیام حجابتونو چک کنم.

- بالا سر قبر همسایمون وایسادیم داریم گریه میکنیم یدفه پسرش که خارج بوده خودشو رسونده به قبرستون میگه چی شده برا بابام گریه میکنید؟ مگه خاکش کردید؟ منم گفتم پــــ نــه پــــ بهش گفتیم با زبون آدمیزاد بیا برو تو قبر گوش نکرد که نکرد این که میبینی داریم گریه میکنیم مال اینه که به گریمون انداخت تا تونستیم چالش کنیم.

- تو محلمون خرما خیرات میکنم یارو میگه قبول باشه فوت کرده؟ میگم پــــ نــه پــــ قراره امشب بکشیمش.

- قبل از ماه رمضون زنگ زدم بهش می گم امسال تیم بدیم؟؟ میگه برای جام رمضان … میگم پــــ نــه پــــ برای جام ملتهای آمریکای شمالی و حوزه دریای کارائیپ!

- دویست تا پشه دستمو نیش زدن هر کدوم اندازه یه پرتغال باد کرده رفیقم میگه پشه زده؟
پـــ نه پـــ باده معده ام رو نگه داشتم زده زیر پوستم!

- زنگ زدم 110 میگم اینجا دعواشده، میگه الان؟ میگم پـــ نــه پــــــ پارسال بوده الان زنگ زدم خاطره اش رو تعریف کنم

- رفته بودیم سر ساختمون عموم ببینیم اوضاع چطور پیش میره(مثلا من مهندسم!!!) کارگره اومده میپرسه شما مهندسین؟ میگم پـــ نــه پــــــ از ساختمون خوشم اومده اومدم باهاش یه عکس دو نفره بندازم!

- رفتم نون بگیرم طرف میگه شما هم نون می خواید: پـــ نــه پــــــ اومدم با خط تولید آشنا بشم.

- داشتم درس زبان میخوندم با صدای بلند ننه جونم اومد گفت داری درس میخونی؟ گفتم پـــ نــه پــــــ دارم زبان حیوانات کار میکنم بتونم با مورچه ها صحبت کنم.

- دارم تو گوشیم چیز مینویسم دوستم میگه داری اس ام اس میدی؟ میگم پـــ نــه پــــــ دارم باکتریای روی دکمه هاشو میکشم!

- پیرزن سوار اتوبوس شده، پا شدم از جام! میگه بشینم یعنی؟! میگم : پـــ نــه پــــــ پا شدم با هم تانگو برقصیم تماشاچیا شاد شن!

- تو کلاس خودکارم نمینوشت داشتم تندتند میکشیدمش روی کاغذ دوستم میپرسه خودکارت نمینویسه ؟ پـــ نــه پــــــ دارم نوار قلبمو روی کاغذ میکشم ببینم مشکلش چیه.

- به داداشم می گم تو آشپزخونه ای زیر کتری رو هم روشن کن، میگه می خوای چایی دم کنی؟ پـــ نــه پــــــ می خوام آشپرخونه رو بخار بگیره سونا راه بندازم

- رفتم دفاعیه دوستم، بغل دستیم میگه از پایان نامشون میخوان دفاع کنن؟ پـــ نــه پــــــ از مردم فلسطین در مقابل رژیم غاصب!

- ساعتمو بردم میگم آقا باطریش تموم شده یه باطری بندازین. میگه خوابیده؟؟ میگم پـــ نــه پـــــ خودشو زده به موش مردگی کاریش نداشته باشیم!!

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: جمعه ساعت: 13:45

این داستان عجیب زنی ساکن منچستر انگلیس است که در شبی در سال 2008 در سن 34 سالگی همانند همیشه خوابید اما صبح زمانی که بیدار شد فکر کرد 15 ساله است!
صبح یک روز سال 2008 “ناومی جاکوبس” از خواب بیدار شد و آماده رفتن به مدرسه شد اما از طبقه پایین همانند همیشه عطر خوش صبحانه را احساس نکرد.

همه جا ساکت بود و فهمید که در خانه خودشان نیست. شب قبل را به یاد آورد که به خواهرش “سایمون” شب بخیر گفت و با فکر امتحان فردا چراغ را خاموش کرد و اکنون در تخت دیگری در اتاق دیگری در خانه دیگری بیدار شده بود و عکسهای یک پسر بچه 11 ساله ناشناس را روی میز عسلی کنار تخت می دید. به آینه نگاه کرد و خود را بزرگسال یافت.

زنی که 34 ساله خوابید و 15ساله بیدار شد! +عکس
15 ساله خوابیده و اکنون 34 ساله بیدار شده بود. اما در واقع 34 ساله خوابیده بود و با خاطرات 15 سالگی از خواب بیدار شده بود. درحالی که فراموش کرده بود یک پسر 11 ساله دارد که وی را “مامان” صدا می کرد!!

اکنون سه سال از آن روز عجیب گذشته است و “ناومی جاکوبس” به زندگی عادی خود بازگشته است. این زن از یک شکل بسیار نادر فراموشی آسیب دیده بود که وی را 17 سال به عقب برده و عقربه های ساعت زندگی اش را بر روی سال 1992 متوقف کرده بود.

سالی که هنوز در داونینگ استریت، “جان مژر”، جانشین مارگارت تاچر نخست وزیر بود، در کاخ سفید جورج بوش پدر آخرین روزهای ریاست جمهوری خود را می گذراند. تروریستها در ایرلند بمبگذاری کرده بودند و هنوز برجهای دوقلوی منهتن سر جایشان بود.
زنی که 34 ساله خوابید و 15ساله بیدار شد! +عکس
در دنیای “ناومی” نه گوگل بود نه فیس بوک، نه تلفنهای همراه و نه شوک دیجیتالی هزاره نو.
لئو، پسر این زن با یادآوری آن روز گفت: “مادرم را صدا کردم. به نظر می رسید که همسن خودم باشد.” این زن در این خصوص گفت: “در 15 سالگی فکر می کردم که در 34 سالگی دنیا را تکان خواهم داد. خودم را همیشه در سفر تصور می کردم، یک خبرنگار و یا نویسنده ای در میان هزاران ماجرا و یا پزشکی که برای درمان کودکان به آفریقا رفته است.

افقی از احتمالات بیکران را پیش روی خود می دیدم. از اینکه مثل مایکل جی. فاکس در فیلم سفر در زمان باشم خوشحال نبودم و نمی دانستم چه کسی هستم. کاری جز گریه کردن نبود. فقط می خواستم به زندگی دختری ام بازگردم.”

“فراموشی کلی گذرا ” (TGA ) نوعی از دست رفتن موقت توانایی به خاطر آوردن است که می تواند بین چند ساعت تا چند هفته به طول انجامد.

این آسیب با بسامد بیشتری بین افراد 56 تا 75 سال شایع است و در انگلیس از هر 100 هزار نفر 5 نفر به آن دچار می شوند. یکی از علل اصلی این نوع فراموشی، استرسهای شدید و حوادث دلخراش است. در این شرایط مغز برای دور شدن از بار سنگین موقعیت احساسی از مکانیزم دفاعی فراموشی موقت استفاده می کند و به خاطرات دورتر اعماق ذهن رجعت می کند.

ناومی رانندگی، اسامی اعضای خانواده و شماره تلفن دوستی که در آن روز سال 2008 از وی کمک خواست را به یاد می آورد. این کابوس 8 هفته به طول انجامید. جاکوبز افزود: “به نظر روانکاو، من می خواستم فراموش کنم چون از زندگی ام ناراضی بودم. سرانجام شروع کردم به قبول آینده و به این ترتیب خاطراتم دوباره بازگشتند.”

حاصل کابوس 8 هفته ای “ناومی جاکوبز” کتابی با عنوان “رویایم را بازیافتم” است که به تازگی منتشر شده است.

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: جمعه ساعت: 13:26

اولین بازی لیلا حاتمی در سینما در نقش یک پسر بود

لیلا حاتمی برای اولین بار سال ۱۳۶۲ با بازی در فیلم سینمایی «کمالالملک» به کارگردانی پدرش، وارد سینما شد. او در این فیلم نقش کودکی کمالالملک نقاش برجسته ایرانی را بازی میکرد. لیلا حاتمی در این فیلم ۱۱ ساله بود.

لیلا حاتمی در فیلم «کمالالملک» برای اولین بار سینما را در کنار بازیگرانی چون جمشید مشایخی، علی نصیریان، داوود رشیدی، محمدعلی کشاورز و عزتالله انتظامی تجربه کرد. او بعد از بازی در این فیلم، بعد از هفت سال دوری از سینما با «دلشدگان» مرحوم علی حاتمی به عرصه تصویر بازگشت.

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: پنجشنبه ساعت: 23:57

يك زن 64 ساله ترك با به دنيا اوردن يك نوزاد پسر در بيمارستاني خصوصي در استانبول ، دومين مادر مسن جهان شد.به گزارش خبرگزاري فرانسه ، بولنت بريچيك سخنگوي بيمارستان خصوصي الماني استانبول دراين باره گفت نوزادي كه اين مادر به دنيا اورده ، دو كيلو و هفتصد گرم وزن و 48 سانتي متر قد دارد. وي افزود اين نوزاد با عمل سزارين به دنيا امده و هم اكنون وضع جسماني وي كاملا سالم است.يك زن 67 ساله رومانيايي سال گذشته نوزادي دختر به دنيا اورد و بدين ترتيب نام خود را به عنوان پيرترين مادر دنيا در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت رسانيد.

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: پنجشنبه ساعت: 23:29

یک مادر انگلیسی آنقدر دختر هفت سالهاش را گرسنه نگهداشت تا مرد.به گزارش ایسنا، «آنجلا گوردون» ۳۶ ساله که به اتهام ارتکاب عمل غیرانسانی علیه دختر هفت سالهاش به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، به دلیل عذاب وجدان دچار اضافه وزن ۱۱۴ کیلوگرمی شده و از مرگ دخترش به شدت ناراحت است.

بر اساس گزارش رسانههای انگلیس، دختر هفت ساله این زن که «خیرا اسحاق» نام داشت، به دلیل بیتوجهی مادر و ناپدریاش و گرسنگی عمدی دچار سوء تغذیه شده و در زمان مرگ تنها ۱۵ کیلوگرم وزن داشت، در حالی که در منزلشان انواع غذاها یافت میشد.

 

مادری با گرسنگی دادن، دختر هفت سالهاش را کشت! +عکس

منابع آگاه از قول این زن یادآور شدند که این دختر بچه به شدت به غذا خوردن علاقه داشته و حتی بیش از حد معمول موادغذایی مصرف میکرده است، به طوری که دوستان و اطرافیانش او را ترک کرده و علاقهای به رفت و آمد با او نداشتند. مادر این کودک هم برای تنبیه وی او را از خوردن محروم کرده بود.

بر اساس گزارش روزنامه دیلی میل، «خیرا اسحاق» دختر بچه هفت ساله پیش از مرگش زیر دست این مادر و ناپدریاش «جنید ابوحمزه» بود و به شدت با چوب بامبو مورد ضرب و شتم قرار میگرفت. علاوه بر این، این زوج دختر بچه هفت ساله را مجبور می کردند که ساعتها با لباس خواب خارج از خانه بماند، بطوری که این کودک در زمان مرگ ۴۰ درصد از وزن بدنش را از دست داده بود.

بر اساس اعلام رسانههای انگلیس، ناپدری این دختر بچه از شیزوفرنی رنج میبرد، به طوری که این دختر به همراه پنج کودک دیگر غذای خود را در ظرف مخصوص سگها و در طبقه بالای منزلشان در منطقه «هندز وورث» در «بیرمنگهام» صرف میکردند. هنگامی که از این مرد علت و انگیزه این کار پرسیده شد، وی تنها جواب داد که برای ادب کردن و تربیت درست به این کودکان گرسنگی میداده است،به طوری که وضعیت کودکان دیگر که هویتشان مشخص نشده است، نیز به شدت وخیم است و آنان بسیار لاغر هستند.

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: پنجشنبه ساعت: 23:27

عکس های جالب فتوشاپی

عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com
عکس هایی خنده دار و ایجاد شده بوسیله فتوشاپ ، www.iraaz.com

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: پنجشنبه ساعت: 20:56

رسانههاي رسمي آمريكا اعلام كردند كه پزشكان، يك پيچگوشتي 9 سانتيمتري را از بدن يك دختربچه دو ساله خارج كردند.

به گزارش (ايسنا)، براساس گزارش رسانههاي رسمي آمريكا اين دختربچه دو ساله كه «شيلا مارتينز» نام دارد و در منطقه «آلاموسا» در ايالت كلورادو زندگي ميكند دور از چشم والدينش يك پيچگوشتي 9 سانتيمتري را قورت داد.

والدين اين كودك دو ساله هم در اينباره به روزنامه ديليميل يادآور شد: پس از آن كه متوجه شديم دخترمان اين جسم آهني را قورت داده است بلافاصله او را به بيمارستان منتقل كرديم و پزشكان موفق شدند در يك عمل يك ساعته اين پيچگوشتي را از داخل روده كوچك او بيرون بياورند.

به گزارش ايسنا، بر اساس اعلام رسانههاي آمريكا اين كودك بسيار خوششانس بود كه در پي قورت دادن اين پيچگوشتي 9 سانتيتري جان خود را از دست نداد؛ چرا كه در يك مورد مشابه در سال 2008 ميلادي يك دختربچه هشت ساله با بلعيدن 10 آهنربا و 20 گلوله فلزي جان باخت.

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: پنجشنبه ساعت: 20:48

. نخوردن صبحانه

2 . پرخوری

3. سیگار کشیدن

4. خوردن قند و شکر زیاد

5. آلودگی هوا

6 . کم خوابی

7. خوابیدن در حالتی که روی سر پوشیده باشد (مانند کشیدن پتو روی سر یا صورت) که باعث افزایش کربن و کمبود اکسیژن برای تنفس میشود
8. کار کشیدن از مغز در دوره بیماری

9. کمبود فکرهای سازنده در مورد آینده

10. کم حرفی یا سکوت دایمی،
صحبت کردن از روی مطالعه (و نه پرحرفی های بیهوده) ،انتقال خرد و دانش و آگاهی به دیگران باعث افزایش کارایی مغز میشود.

علل اصلی از بین برنده کبد

1. دیر خوابی و دیر بیدار شدن بیش از حد

2. ادرار نکردن پس از بیدار شدن

3. پر خوری

4. نخوردن صبحانه

5. مصرف بی حد دارو

6. مصرف مواد نگهدارنده، افزودنی ها، رنگ های خوراکی و شیرین کننده های صنعتی

7. مصرف روغن

8. مصرف غذاهای نپخته یا سرخ کردنی های بیات

پغنج غذای اصلی ایجاد کننده سرطان

1.هات داگ
2. گوشت های فرآوری شده
3. دونات .
4. سیب زمینی سرخ کرده
5. چیپس، کراکر و و خوردن شیرینی جات بیش از حد

این متن را برای هر کس که دوست دارید و برای سلامتی اش اهمیت قایلید بفرستید

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: پنجشنبه ساعت: 20:02

طراحی خلاقانه ی مبل (20 عکس)

طراحی خلاقانه ی مبل (20 عکس)

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: پنجشنبه ساعت: 17:59

9اختراع عجیب توماس ادیسون !


از میان این اختراعات عجیب می توان به استودیوی سینمایی گردان، آشکارساز روح، اولین خانه های بتنی و عروسک آوازه خوان اشاره کرد.

ادامه ی مطلب

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: پنجشنبه ساعت: 17:53

دیدهبان حقوق حیوانات گزارش داد: به تازگی خبر عجیبی بر خروجی خبرگزریها قرار گرفت: کشف لاشه حیوانی عجیب در مشکین شهر! استناد این خبر به تصویری بود از جسد نصف شده و پوسیده یک سگ سان کوچک اما به دلیل اینکه نیمی از لاشه حیوان کنده شده بود، برخی به اشتباه آن را از موجودات ماقبل تاریخ اعلام کردند.

حیوان عجیبی که در روزهای اخیر تصاویر لاشه آن خبرساز شده بود،صرفا روباه یا شغالی است که جسدش توسط فردی غیر مطلع یافت شده است. بخش انتهایی جسد این سگ سان که احتمالا روباه، شغال یا سگ کوچک اندامی بوده قطع شده و باقیمانده پس از مدتی توسط یکی از افراد محلی پیدا میشود. قطع شدن نیمی از بدن این حیوان میتواند به دلیل کشته و خورده شدن توسط گوشتخواران بزرگی چون پلنگ بوده باشد و یا مرگ طبیعی و سپس جابجا شدن توسط جانوران مردار خوار.
ادامه ی مطلب

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: پنجشنبه ساعت: 17:35

دختری مبتلا به بیماری بسیار عجیب خنده

یک دختر چینی که پس از ابتلا به تب شدید، بیماری «خنده» گرفته پزشکان این کشور را با معمای پیچیدهای روبه رو کرده است.

دختر چشم بادامی به نام «شی» وقتی هشت ماهه بود تب شدیدی کرد و در بیمارستان بستری شد.


تب این دختر کوچولو با تلاش پزشکان پایین آمد اما پس از آن لبخندی بر لبانش نقش بست که با گذشت 12 سال برای یک لحظه هم محو نشده است.

پدر و مادر «شی» که احساس میکردند لبخند دخترشان طبیعی نیست بارها او را پیش پزشک بردند اما هیچ جواب قانع کننده ای نگرفتند. پزشکان معتقدند بیماری «خنده» ناشی از آسیب تب بر بافتهای مغز کودک است.


پدر ومادر این دختر که خیلی ناراحتند آرزو دارند به جای لبخند فرزندشان گریه اش را ببینند تا احساس خوشبختی به خانواده شان برگردد.

تهیه و تنظیم : پایگاه تکناز

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: پنجشنبه ساعت: 17:28

                        *اطلاعیه*

اینجانب مدیر وبلاگ بادبادک نیوز به علت کمبود وقت و مشاغل زیاد تصمیم گرفتم یک نویسنده را به کار ببرم  هرکس که توانایی این کار را داره زود باشه ثبت نام کنه! ما فقط نام ( برای درج در سایت ) و رمز۸ رقمه و نام کاربری می خواهیم.

اگر دوست دارید ثبت نام کنید و شاید ماه ها بعد صاحب یک وبلاگ مفت و مجانی شوید  اطلاعات خواسته شده ی بالا را در بخش نظرات این پست درج کنید. فقط قبلش قوانین را بخوانید

قوانین

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: چهارشنبه ساعت: 23:44

همه افراد با توجه به دارایی های خود و برای اینکه پس از مرگشان اختلافاتی به وقوع نپیوندد وصیت نامه خود را تنظیم میکنند و اموال و دارایی خود را تقسیم میکنند.اما بعضی مواقع این وصیت نامه ها باعث تعجب همگان میشوند.

به گزارش گروه خواندنی های مشرق،عده ای هستند که بعد از مرگ خود برای انتقام یا برای مشهور شدن یا به علت نداشتن هیچ وارثی وصیت هایی میکنن که مورد تعجب همگان میشود.در زیر تعدادی از این وصیت های عجیب را میخوانیم:

               به ادامه ی مطلب بروید....

برچسب: عجیب ترین وصیتنامه های دنیا , عکس, وصیتنامه های جهان, عجیب ترین وصیت نامه ها, عجیب ترین ها , عجیب ترین وصیت ها, وصیت های عجیب,وصیت نامه های عجیب جهان, عجیب ترین وصیتنامه های دنیا , عکس, وصیتنامه های جهان, عجیب ترین وصیت نامه ها, عجیب ترین ها , عجیب ترین وصیت ها, وصیت های عجیب,وصیت نامه های عجیب جهان, عجیب ترین وصیتنامه های دنیا , عکس, وصیتنامه های جهان, عجیب ترین وصیت نامه ها, عجیب ترین ها , عجیب ترین وصیت ها, وصیت های عجیب,وصیت نامه های عجیب جهان, نویسنده: مدیر سایت تاريخ: چهارشنبه ساعت: 14:51

آقای “وی” می گوید: کار من باعث می شود عزت و احترام به مردگان بازگردد.

به گزارش افکارنیوز؛ برای خانواده های عزادار که از یافتن اجساد عزیزانشان نومید شدهاند، آخرین چاره مراجعه به این قایقران است.

هر روز او مسیر رودخانه را تا رسیدن به پل موقت ویژه عابران پارو میزند. اجساد از این نقطه دورتر نمی روند.
آقای “وی” می گوید که از هفت سال پیش که این شغل را شروع کرده، تا کنون ۵۰۰ جسد را از رودخانه بیرون کشیده است.

بعضی از این انسان ها به قتل رسیده، بعضی دیگر غرق شده یا در رودخانه خودکشی کرده اند.
ufeff             

ترسناک ترین شغل دنیا + تصاویر

ترسناک ترین شغل دنیا + تصاویر

ترسناک ترین شغل دنیا + تصاویر

برچسب: ترسناک ترین شغل دنیا , تصاویر, ترسناک ترین شغل دنیا , تصاویر, ترسناک ترین شغل دنیا , تصاویر , عکس ترسناک ترین شغل های جهان, بدترین شغل های دنیا, عکس بدترین شغل های دنیا, عکس بدترین شغل های جهان, عجیب ترین شغل ها , عجیب ترین شغل های جهان, شغل های سخت, شغل های جهان, بدترین شغل های دنیا, عکس بدترین شغل های دنیا, عکس بدترین شغل های جهان, عجیب ترین شغل ها , عجیب ترین شغل های جهان, شغل های سخت, نویسنده: مدیر سایت تاريخ: چهارشنبه ساعت: 14:05

سالهاست که مردم کره شمالی، خود را قدرتمندترین کشور جهان، صاحب بزرگترین ارتش جهان و البته بزرگترین هتل جهان میدانند. این اما نتیجه سیاستهای بسته حکومت کمونیستی این کشور است که برای مردمش رویایی از قدرتمندترین کشور جهان ساخته؛ مردمی که دریچههای بسیاری برای دیدن جهان ندارند و دنیای را از چشم سردمداران خود میبینند.

تصور عمومی اما حاکی از حس دلسوزی و ترحم نسبت به مردم کره شمالی است؛ مردمی که امکانات اولیه زندگی را ندارند، در شرایط امنیتی زندگی میکنند، تحریمهای سنگین جهانی را تحمل میکنند و… ولی گزارشهای رسیده از کره شمالی، خبر از چیز دیگری میدهد. مردمی که دیوانهوار حاکمان خود را دوست دارند، از جان و دل سختیها را تحمل و وقت و توان خود را صرف حاکمان خود میکنند.

دختران جوانی که روزانه هشت ساعت در چهارراههای این کشور با علاقه نقش چراغ راهنما را بازی میکنند، چرا که استفاده از برق در این کشور محدودیتهای دارد؛ کشاورزانی که با تجهیزات و ادوات قدیمی به سختی زراعت میکنند، چون دروازههای تکنولوژی به روی این کشور بسته است و قهرمانان ملی که که وقتی در جام جهانی سرود ملیشان پخش میشود، اشک شوق میریزند، چرا که راهی برای سلام کردن به دنیا پیدا کردهاند. همه و همه نشان از این دارد که هرچند زندگی آنها در حباب کمونیسم تعریف شده، ولی دست کم خودشان از این زندگی راضی هستند.

کشوری که سالانه تنها به هشتصد نفر اجازه سفر به خاک خود را میدهد و مردمش حتی از داشتن تلفن همراه محرومند، چه برسد به اینترنت و اتصال به شبکه جهانی. این است که اگر عکاس یا خبرنگاری فرصت بازدید از این کشور را پیدا کند، هم سعادت بزرگی نصیبش شده تا بتواند گزارشی ناب از سوژهای کمیاب را مخابره کند و هم جانش را کف دستش گرفته، چون اگر بخواهد کمی از روحیات جستجوگر ژورنالیستی خود را در خاک این کشور نشان دهد و سرک به هر گوشه ای بکشد، بی گمان سروکارش با دستگاه امنیتی این کشور است.

چندی پیش، «دیوید گاتنفلدر»، رئیس سرویس عکس بخش آسیای AP این فرصت را یافت تا تحت نظارت نیروهای امنیتی و به همراه شماری از روزنامهنگاران و عکاسان دولتی کره شمالی از بخشهای از این کشور دیدار و گزارش تهیه کرد که در زیر بخشی از این تصاویر را میبینید

            برای دیدن به ادامه ی مطلب بروید...

برچسب: ترسناک ترین و عجیب ترین پایتخت جهان ,ترسناک ترین و عجیب ترین پایتخت جهان , ترسناک ترین و عجیب ترین پایتخت جهان ,ترسناک ترین و عجیب ترین پایتخت جهان , پایتخت های جهان , عجیب ترین پایتخت های جهان, ترسناک ترین,بادبادک, پایتخت های جهان , عجیب ترین پایتخت های جهان, ترسناک ترین,بادبادک,پایتخت کره ی شمالی , کره ی شمالی , عجیب ترین فرهنگ,پایتخت کره ی شمالی , کره ی شمالی , عجیب ترین فرهنگ, , نویسنده: مدیر سایت تاريخ: چهارشنبه ساعت: 13:58

عکس های فوق العاده از طبیعت

به ادامه ی مطلب یروید...

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: سه شنبه ساعت: 22:24

می خواهیم بازی منچ را به زندگی تشبیح کنیم . فقط باید کمی به نوشته های زیر توجه کنیم.

۱- اگر مهره ی زندگی را بیندازیم و بالاترین امتیاز(شش) را بدست آوردیم مغرور نشویم چون راه بسیار طولانی است.

        

۲- همچنین اگر کمترین امتیاز و موفقیت را کسب کردیم نا امید نباشیم که ناامیدی نشانه ی شکست است.

۳- اگر در میانه ی راه زمین خوریم ، بلند شویم و با انرژی و تلاش به ادامه راه بپردازیم.

۴- البته باید تلاشمان را برای یک نبرد سخت آماده کنیم چون راه بسیار طولانی و دشواری در پیش راه داریم

 

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: دوشنبه ساعت: 23:36

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: دوشنبه ساعت: 16:48

رئيس دانشگاه علوم پزشکي استان اردبيل: مصرف سبزي و ميوه در استان اردبيل کمتر از استاندارد کشوري است



رئيس دانشگاه علوم پزشکي استان اردبيل گفت:مصرف سبزي و ميوه که در سلامتي انسان بسيار مفيد و موثر است در استان اردبيل از ميانگين کشوري پايين تر است.
علي محمديان که درهمايش تغذيه سالم در سالن کنفرانس مرکز آموزش درماني امام خميني سخن مي گفت با اشاره به امنيت غذايي و تاکيد جهاني روي اين مسئله افزود: در تمام دنيا امروز علاوه بر حساسيت روي امنيت غذايي بحث کيفيت نيز مد نظر قرارگرفته و سعي مي شود علاوه بر سالم بودن غذا به کيفيت آن نيز توجه شود.
وي با اشاره به عوامل محيطي، تحرک،شغل و بهداشت گفت: آنچه در راس اين عوامل در سلامتي انسان دخيل است بحث تغذيه سالم است که امروز ارزش فراوان يافته است.وي افزود: متاسفانه در استان اردبيل به دليل نامناسب بودن تغذيه شاهد افزايش مرگ و مير ناشي از سرطان مري و معده هستيم که با آموزش درست مردم و روي آوردن آنها به تغذيه سالم مي توان جلوي اين بيماريها را گرفت.محمديان تصريح کرد: درحال حاضر معاونت بهداشت و غذا و داروي دانشگاه علوم پزشکي اردبيل درگير غني سازي فرآورده هاي مصرفي با آهن است که ظرف چند ماه آينده اين طرح درتمام کارخانه هاي آرد سازي اين استان اجرا خواهد شد و مردم از بابت تغذيه مواد آهن دار مشکل نخواهند داشت.
وي استفاده از ميوه و سبزي را در سلامتي و کاهش بيماريهاي قلبي و عروقي بسيار مفيد دانست و از برگزارکنندگان همايش خواست تغذيه مناسب را به مردم و آحاد جامعه منتقل کنند.رئيس دانشگاه علوم پزشکي از متخصصان و پزشکان خواست به جاي تجويز دارو و گاه عمل جراحي، تغذيه مناسب را به بيماران توصيه کنند.



روزنامه رسالت، شماره 6276 به تاريخ 3/8/86، صفحه 20 (شهرستانها

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: دوشنبه ساعت: 15:50

کلمه ی قرآن به معنای خواندن است و از آن جا که باید با خواندن آیه های قرآن کریم، با راه های سعادت آشنا شویم. به این کتاب « قرآن »گغته می شود.

خوب است بدانیم که قرآن کریم با قرآن مجید با هم فرقی ندارند ؛ منظور از این دو نام همان کتاب آسمانی مسلمانان است . کلمه ی «مجید» و « کریم » هر دو صفاتی بر قرآن هستند . ما دو قرآن نداریم که یکی کریم و یکی مجید باشد. این درست مثل آن است که ما یک گل را نشان دهیم و یک بار بگوئیم «این گل زیباست» و یک بار بگوییم «این گل قرمز است » ما در این دو جمله ، درباره یک گل سخن می گوئیم که هم قرمز است و هم زیبا. قرآن هم یکی بیشتر نیست هم مجید است هم کریم.

در سخنان چهارده معصوم علیه السَّلام صفاتی درباره ی قرآن بکار رفته است: راهنما، بهترین داستان ، نجات دهنده ، سودمندترین پند، بهار دل ها ، سعادت بزرگ.

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در طول عمر خود هرگز چیزی ننوشت. آن حضرت آیه های قرآن را برای مردم می خواند و گروهی از آنان که سواد داشتند ، قرآن را بر روی پوست حیوانات ، استخوان های پهن شتر ، چوب درختان یا پارچه های ابریشمی می نوشتند. این گروه در تاریخ به « کاتبان وحی » مشهورند. کلمه ی « کاتب» در زبان عربی به معنای نویسنده است.

تعداد کاتبان وحی گاه به 40 نفر نیز می رسید که مهمترین آنها امیرمؤمنان علی ( ع) بود. آن حضرت اولین کسی بود که به نوشتن آیه های قرآن پرداخت و تا آخرین روزهای عمر پیامبر (ص) نیز به این کار ادامه داد. امام علی( ع) فرمود است: به خدا قسم آیه ای نازل نشد مگر آن که پیامبر (ص) آن را بر من می خواند و تفسیر و معنای حقیقی آن را به من می آموخت.

کسانی که در حال یادگیری قرآن هستند برای بهتر خواندن ، تمرین می کنند . گاهی قرآن را غلط می خوانند. غلط خواندن آنان گناه نیست، زیرا آنان عمدی این کار را نمی کنند. پس نباید از ترس غلط خواندن ، قرائت و تمرین برای بهتر خواندن آن را کنار بگذاریم. قرآن هواندن در راه رفتن اشکال ندارد بلکه استفاده از این فرصت برای خواندن کتاب خدا خیلی هم خوب است.

قسم خوردن به قرآن حرام نیست اما نباید برای هر کاری به این کتاب عزیز قسم بخوریم. البته بهتر است هیچ گاه به خدا ، قرآن و نام امامان علیهماالسّلام قسم نخوریم.

در زبان عربی کلمه ی آیه به معنای علامت و نشانه است. آیه های قرآن را به این دلیل به این نام می خوانند که هر کدام نشانه ای از هدایت خداوند است و درستی سخن حضرت محمد (ص) است. جمع کلمه آیه، آیات است و اندازه هر آیه را پیامبر (ص) تعیین کرده است.

سوره در زبان عربی از کلمه ی « سور» گرفته شده است و به معنای برج و باورهایی است که در گذشته ها دور تا دور شهر می کشیدند و چون هر سوره تعدادی از آیات را در دل خود جای داده است از این نظر مانند حصار شهر است که خانه های شهر را درون خود جای داده است . به همین دلیل به آن نیز سوره گفته اند.


برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: دوشنبه ساعت: 14:46

عکسهای عجیب و غریب ترین های دنیا

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: دوشنبه ساعت: 14:36

آیا شما به تمام نقاط کشور خود سفر کرده اید؟ به احتمال زیاد پاسخ شما منفی است. بیشتر افراد بخاطر اندازه ی کشورشان قادر نیستند تمام مناطق آن را ببینند. اما اکر در یکی از کوچک ترین کشور های دنیا زندگی می کردید دیدن همه جای کشور کار سختی نبود. در واقع می توان این کار را در یک روز انجام داد و در فاصله ی بین صبحانه تا ناهار، از این طرف کشور به طرف دیگر رفت.



1. واتیکان سیتی


این کشور داخل شهر روم قرار گرفته و مساحت آن حدود 44 هکتار است. واتیکان سیتی کشور چندان قدیمی ای نیست و در سال 1929 پایه گذاری شده است. حکومت این کشور به عهده ی اسقف روم است که به نام پاپ هم شناخته شده است. خاک این سرزمین شامل کلیسای سنت پیتر، کلیسای سیستین، کاخ آپوستولیک، چندین ساختمان و موزه می شود. علاوه بر این مناظر جالب توجه، باغ های واتیکان هم جزو این مجموعه هستند. این باغ ها مربوط به قرون وسطی بوده که مساحت آنها به 23 هکتار از کل خاک کشور است. جمعیت این کشور حدود 800 نفر است.


        ادامه ی مطلب را بخوانید.......

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: دوشنبه ساعت: 13:53

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: دوشنبه ساعت: 13:41

زن جوان وقتی پس از ماهها آزار واذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهدو با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه ها و آزار واذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت . 21 تیر ماه سال 1383 زن وشوهر جوانی در شعبه 17 دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر 33 ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر 10 و2 ساله به خاطر مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند واو را به شدت آزار واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به قاضی گفت : 13 ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که 9 سال از من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی را دیدم .در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک گربه سفید در خانه مان آمده اند. گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از خواب که بیدار شدم متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از ان خون بیرون می زد . دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم

ادامه ی مطلب را بخوانید....

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: دوشنبه ساعت: 13:42


 / كارتون: سعید صادقی

برچسب: نویسنده: مدیر سایت تاريخ: يکشنبه ساعت: 23:22

صفحه بندی